بنام خداوندبخشنده ومهربان

 لائودیسه-لایودیسه -لاودیسه-لاؤودیسه -نهاوند-مجتبی طاهری-Nahavand-Laodice-Laodiceh-Laodise-Laodiseh-Mojtaba Taheri لائودیسه-لایودیسه -لاودیسه-لاؤودیسه -نهاوند-مجتبی طاهری-Nahavand-Laodice-Laodiceh-Laodise-Laodiseh-Mojtaba Taheri
 

 

 
   

آماربازديد

 

 
 

ارتباط با من

 لائودیسه-لایودیسه -لاودیسه-لاؤودیسه -نهاوند-مجتبی طاهری

: sarbazras@yahoo.com

 

 لائودیسه-لایودیسه -لاودیسه-لاؤودیسه -نهاوند-مجتبی طاهری

برای ارسال نظر،درصورتیکه
 ایمیل ندارید  ایمیل فرضی زیر را کپی و وارد نمائید:

 email@laodice.ir 

 

 

 لائودیسه-لایودیسه -لاودیسه-لاؤودیسه -نهاوند-مجتبی طاهری

سقوط نهاوند 

سقوط‌ نهاوند در سال‌ 21 هجري‌، چهارده‌ قرن‌ تاريخ‌ پرحادثه‌ و با شكوه‌ ايران‌ باستان‌ را كه‌ از هفت‌ قرن‌ قبل‌ از ميلاد تا هفت‌ قرن‌ بعد از آن‌ كشيده‌ بود پايان‌ بخشيد. اين‌ حادثه‌ فقط‌ سقوط‌ دولتي‌ با عظمت‌ نبود، سقوط‌ دستگاهي‌ فاسد و تباه‌ بود. زيرا در پايان‌ كار ساسانيان‌ از پريشاني‌ و بي‌سرانجامي‌ در همه‌ كارها فساد و تباهي‌ راه‌ داشت‌. جور و استبداد خسروان‌، آسايش‌ و امنيت‌ مردم‌ را عرضه‌ي‌ خطر مي‌كرد و كژخويي‌ و سست‌ رأيي‌ موبدان‌ اختلاف‌ ديني‌ را مي‌افزود. از يك‌ سو سخنان‌ ماني‌ و مزدك‌ در عقايد عامه‌ رخنه‌ مي‌انداخت‌ و از ديگر سوي‌، نفوذ دين‌ ترسايان‌ در غرب‌ و پيشرفت‌ آيين‌ بودا در شرق‌ قدرت‌ آيين‌ زرتشت‌ را مي‌كاست‌. روحانيان‌ نيز چنان‌ در اوهام‌ و تقاليد كهن‌ فرو رفته‌ بودند كه‌ جز پرواي‌ آتشگاهها و عوايد و فوايد آن‌ را نمي‌داشتند و از عهده‌ي‌ دفاع‌ آيين‌ خويش‌ هم‌ برنمي‌آمدند.

وحدت‌ ديني‌ در اين‌ روزگار تزلزلي‌ تمام‌ يافته‌ بود و از فسادي‌ كه‌ در اخلاق‌ موبدان‌ بود، هوشمندان‌ قوم‌ از آيين‌ زرتشت‌ سرخورده‌ بودند و آيين‌ تازه‌اي‌ مي‌جستند كه‌ جنبه‌ي‌ اخلاقي‌ و روحاني‌ آن‌ از دين‌ زرتشت‌ قوي‌تر باشد و رسم‌ و آيين‌ طبقاتي‌ كهن‌ را نيز در هم‌ فرو ريزد. نفوذي‌ كه‌ آيين‌ ترسا در اين‌ ايام‌، در ايران‌ يافته‌ بود از همين‌ جا بود. عبث‌ نيست‌ كه‌ روزبه‌ بن‌ مرزبان‌، يا چنان‌ كه‌ بعدها خوانده‌ شد، سلمان‌ فارسي‌ آيين‌ ترسا گزيد و باز خرسندي‌ نيافت‌. ناچار در پي‌ ديني‌ تازه‌ در شام‌ و حجاز مي‌رفت‌.

باري‌ از اين‌ روي‌ بود كه‌ در اين‌ ايام‌ زمينه‌ي‌ افكار از هر جهت‌ براي‌ پذيرفتن‌ ديني‌ تازه‌ آماده‌ بود و دولت‌ نيز كه‌ از آغاز عهد ساسانيان‌ با دين‌ توأم‌ گشته‌ بود، ديگر از ضعف‌ و سستي‌ نمي‌توانست‌ در برابر هيچ‌ حمله‌اي‌ تاب‌ بياورد. و بدين‌گونه‌، دستگاه‌ دين‌ و دولت‌ با آن‌ هرج‌ و مرج‌ خون‌آلود و آن‌ جور و بيداد شگفت‌انگيز كه‌ در پايان‌ عهد ساسانيان‌ وجود داشت‌، ديگر چنان‌ از هم‌ گسيخته‌ بود كه‌ هيچ‌ امكان‌ دوام‌ و بقاء نداشت‌. دستگاهي‌ پريشان‌ و كاري‌ تباه‌ بود كه‌ نيروي‌ همّت‌ و ايمان‌ ناچيزترين‌ و كم‌مايه‌ترين‌ قومي‌ مي‌توانست‌ آن‌ را از هم‌ بپاشد و يك‌سره‌ نابود و تباه‌ كند. بوزنطيه‌ - يا چنان‌ كه‌ امروز مي‌گويند: بيزانس‌ - كه‌ دشمن‌ چندين‌ ساله‌ي‌ ايران‌ بود نيز از بس‌ خود در آن‌ روزها گرفتاري‌ داشت‌ نتوانست‌ اين‌ فرصت‌ را به‌ غنيمت‌ گيرد و عرب‌ كه‌ تا آن‌ روزها هرگز خيال‌ حمله‌ به‌ ايران‌ را نيز در سر نمي‌پرورد جرئت‌ اين‌ اقدام‌ را يافت‌.

بدين‌ ترتيب‌، كاري‌ كه‌ دولت‌ بزرگ‌ روم‌ با آيين‌ قديم‌ ترسايي‌ نتوانست‌ در ايران‌ از پيش‌ ببرد، دولت‌ خليفه‌ي‌ عرب‌ با آيين‌ نورسيده‌ي‌ اسلام‌ از پيش‌ برد و جايي‌ خالي‌ را كه‌ آيين‌ ترسايي‌ نتوانسته‌ بود پر كند، آيين‌ مسلماني‌ پر كرد. بدين‌ گونه‌ بود كه‌ اسلام‌ بر مجوس‌ پيروزي‌ يافت‌. اما اين‌ حادثه‌ هر چند در ظاهر، خلاف‌ آمدِ عادت‌ بود در معني‌ ضرورت‌ داشت‌ و اجتناب‌ناپذير مي‌نمود. سالها بود كه‌ خطر سقوط‌ و فنا در كنار مرزها و پشت‌ دروازه‌هاي‌ دولت‌ ساساني‌ مي‌غرّيد. مردم‌ كه‌ از جور فرمانروايان‌ و فساد روحانيان‌ به‌ ستوه‌ بودند آيين‌ تازه‌ را نويدي‌ و بشارتي‌ يافتند و از اين‌ رو بسا كه‌ به‌ پيشواز آن‌ مي‌شتافتند. چنان‌ كه‌ در كنار فرات‌، يك‌ جا، گروهي‌ از دهقانان‌ جسر ساختند تا سپاه‌ ابوعبيده‌ به‌ خاك‌ ايران‌ بتازد، و شهر شوشتر را يكي‌ از بزرگان‌ شهر به‌ خيانت‌ تسليم‌ عرب‌ كرد و هرمزان‌ حاكم‌ آن‌، بر سر اين‌ خيانت‌ به‌ اسارت‌ رفت‌. در ولاياتي‌ مانند ري‌ و قومس‌ و اصفهان‌ و جرجان‌ و طبرستان‌، مردم‌ جزيه‌ را مي‌پذيرفتند اما به‌ جنگ‌ آهنگ‌ نداشتند و سببش‌ آن‌ بود كه‌ از بس‌ دولت‌ ساسانيان‌ دچار بيدادي‌ و پريشاني‌ بود كس‌ به‌ دفاع‌ از آن‌ علاقه‌اي‌ و رغبتي‌ نداشت‌. از جمله‌ آورده‌اند كه‌ مرزبان‌ اصفهان‌ فاذوسبان‌ نام‌ مردي‌ بود با غيرت‌، چون‌ ديد كه‌ مردم‌ را به‌ جنگ‌ عرب‌ رغبت‌ نيست‌ و او را تنها مي‌گذارند، اصفهان‌ را بگذاشت‌ و با سي‌ تن‌ از تيراندازان‌ خويش‌ راه‌ كرمان‌ پيش‌ گرفت‌ تا به‌ يزدگرد شهريار بپيوندد اما تازيان‌ در پي‌ او رفتند و بازش‌ آوردند و سرانجام‌ صلح‌ افتاد، بر آنكه‌ جزيه‌ بپردازند و چون‌ فاذوسبان‌ به‌ اصفهان‌ بازآمد، مردم‌ را سرزنش‌ كرد كه‌ مرا تنها گذاشتيد و به‌ ياري‌ برنخاستيد سزاي‌ شما همين‌ است‌ كه‌ جزيه‌ به‌ عربان‌ بدهيد. حتي‌ از سواران‌ بعضي‌ به‌ طيب‌ خاطر مسلماني‌ را پذيرفتند و به‌ بني‌ تميم‌ پيوستند. چنان‌ كه‌ سياه‌ اسواري‌، با عده‌اي‌ از يارانش‌ كه‌ همه‌ از بزرگان‌ سپاه‌ يزدگرد بودند چون‌ كرّ و فرّ تازيان‌ بديدند و از يزدگرد نوميد شدند به‌ آيين‌ مسلماني‌ گرويدند و حتي‌ در بسط‌ و نشر اسلام‌ نيز اهتمام‌ كردند.
همين‌ نوميديها و ناخرسنديها بود كه‌ عربان‌ را در جنگ‌ ساسانيان‌ پيروزي‌ داد و با سقوط‌ نهاوند، عظمت‌ و جلال‌ خاندان‌ كسري‌ را يك‌سره‌ در هم‌ ريخت‌. اين‌ پيروزي‌، كه‌ اعراب‌ در نهاوند به‌ دست‌ آوردند امكان‌ هرگونه‌ مقاومت‌ جدّي‌ و مؤثّري‌ را كه‌ ممكن‌ بود در برابر آنها روي‌ دهد نيز از ميان‌ برد.

در واقع‌ اين‌ فتح‌ نهاوند، در آن‌ روزگاران‌ پيروزي‌ بزرگي‌ بود. پيروزي‌ قطعي‌ ايمان‌ و عدالت‌ بر ظلم‌ و فساد بود. پيروزي‌ نهايي‌ سادگي‌ و فداكاري‌ بر خودخواهي‌ و تجمل‌پرستي‌ بود. رفتار ساده‌ي‌ اعراب‌ در جنگهاي‌ قادسيه‌ و جلولاء، و پيروزي‌ شگفت‌انگيزي‌ كه‌ بدان‌ آساني‌ براي‌ آنها دست‌ داد و به‌ نصرت‌ آسماني‌ مي‌مانست‌، جنگجويان‌ ايران‌ را در نبرد به‌ ترديد مي‌انداخت‌ و جاي‌ آن‌ نيز بود. اين‌ اعراب‌ كه‌ جاي‌ خسروان‌ و مرزبانان‌ پرشكوه‌ و جلال‌ ساساني‌ را مي‌گرفتند مردم‌ ساده‌ و بي‌پيرايه‌اي‌ بودند كه‌ جز جبروت‌ خدا را نمي‌ديدند. خليفه‌ي‌ آنها كه‌ در مدينه‌ مي‌زيست‌ از آن‌ همه‌ تجمّل‌ و تفنّن‌ كه‌ شاهان‌ جهان‌ را هست‌ هيچ‌ نداشت‌ و مثل‌ همه‌ي‌ مردم‌ بود. آنها نيز كه‌ از جانب‌ او در شهرها و ولايتهاي‌ تسخير شده‌ به‌ حكومت‌ مي‌نشستند و جاي‌ مرزبانان‌ و كنارنگان‌ پادشاهان‌ ساساني‌ بودند زندگي‌ ساده‌ي‌ فقرآلود زاهدانه‌ يا سپاهيانه‌ داشتند. سلمان‌ فارسي‌ كه‌ بعدها از جانب‌ عمر به‌ حكومت‌ مدائن‌ رسيد نان‌ جوين‌ مي‌خورد و جامه‌ي‌ پشمين‌ مي‌داشت‌. در مرض‌ موت‌ مي‌گريست‌ كه‌ از عقبه‌ي‌ آخرت‌ جز سبكباران‌ نگذرند و من‌ با اين‌ همه‌ اسباب‌ دنيوي‌ چگونه‌ خواهم‌ گذشت‌. از اسباب‌ دنيوي‌ نيز جز دواتي‌ و لولئيني‌ نداشت‌. اين‌ مايه‌ سادگي‌ سپاهيانه‌ يا زاهدانه‌، البته‌ شگفت‌انگيز بود و ناچار در ديده‌ي‌ مردمي‌ كه‌ هزينه‌ي‌ تجمّل‌ و شكوه‌ امراء و بزرگان‌ ساساني‌ را با عسرت‌ و رنج‌ و با پرداخت‌ مالياتها و سخره‌ها تأمين‌ مي‌كردند، اسلام‌ را ارج‌ و بهاي‌ فراوان‌ مي‌داد. در روزگاري‌ كه‌ مردم‌ ايران‌ خسروان‌ خويش‌ را تا درجه‌ي‌ خدايان‌ مي‌پرستيدند و با آنها از بيم‌ و آزرم‌، روياروي‌ نمي‌شدند و اگر نيز به‌ درگاه‌ مي‌رفتند پنام‌ در روي‌ مي‌كشيدند، چنان‌ كه‌ در آتشگاهها رسم‌ بود، عربان‌ ساده‌دل‌ وحشي‌ طبع‌ با خليفه‌ي‌ پيغمبر خويش‌، كه‌ امير آنان‌ بود، در نهايت‌ سادگي‌ سلوك‌ مي‌كردند. خليفه‌ با آنها در مسجد مي‌نشست‌ و راي‌ مي‌زد و آنها نيز بسا كه‌ سخن‌ وي‌ را قطع‌ مي‌كردند و بر وي‌ ايراد مي‌گرفتند و اين‌ شيوه‌ي‌ رفتار و اطوار ساده‌، ناچار كساني‌ را كه‌ از احوال‌ و اوضاع‌ حكومت‌ خويش‌ ستوه‌ بودند بر آن‌ مي‌داشت‌ كه‌ عربان‌ و آيين‌ تازه‌ي‌ آنها را به‌ ديده‌ي‌ اعجاب‌ و تحسين‌ بنگرند.

باري‌ سقوط‌ نهاوند، كه‌ نسب‌نامه‌ي‌ دولت‌ ساسانيان‌ را ورق‌ بر ورق‌ به‌ طوفان‌ فنا داد، بيدادي‌ و تباهي‌ شگفت‌انگيزي‌ را كه‌ در آخر عهد ساسانيان‌ بر همه‌ي‌ شئون‌ ملك‌ رخنه‌ كرده‌ بود پايان‌ بخشيد و ديوار فروريخته‌ي‌ دولت‌ ناپايداري‌ را كه‌ موريانه‌ي‌ فساد و بيداد آن‌ را سست‌ كرده‌ بود و ضربه‌هاي‌ كلنگ‌ حوادث‌ در اركان‌ آن‌ تزلزل‌ افكنده‌ بود عرصه‌ي‌ انهدام‌ كرد.
مقاومتهاي‌ كوچك‌ محلي‌ كه‌ از آن‌ پس‌ - پس‌ از فتح‌ نهاوند - در شهرها و ديه‌هاي‌ ايران‌ گاه‌گاه‌ در برابر عربان‌ روي‌ داد البته‌ بر مهاجمان‌ گران‌ تمام‌ شد اما همه‌ي‌ اين‌ مقاومتها نتوانست‌ «سواران‌ نيزه‌گذار» را از ورود به‌ كشور «شهرياران‌» و سرزمين‌ «جنگي‌ سواران‌» منع‌ نمايد.


به‌ روايت‌ دكتر زرين‌كوب 

نهاوند

نهاوند

معبد لائودیسه
نهاوند شناسي
گروه انقلابي ابوذر
قبر حضرت نوح در زاگرس است
سراب هاي نهاوند
ا
بنيه تاريخي نهاوند
نهاوند اززبان ناصرالدین شاه
سقوط نهاوند
چراناصرالدین شاه قلعه نهاوند را ویران کرد

تصاویرنهاوند

تيم هاي فوتبال نهاوند
حوزه علميه نهاوند
هيئت هاي عزاداراي نهاوند
مسابقه دوچرخه سواري سال 1333
مدرسه خباز باشي نهاوند در سال 1305 و 1306
كفاش نهاوندي
كاروانسراي گلشن نهاوند

ادرب قديمي شاهزاده محمد(ع) نهاوند
استاد فرج گيوه دوز
ميدان نصرالهي(امام) نهاوند دهه 40

آيا اين افراد را مي شناسيد؟
درب قديمي مسجد حاج آقا تراب
ه‍‍‍‍ژير خان از حاكمين نهاوند در دوران قاجار
وزنه برداران نهاوندي در سال 1346
عقد نامه دست نويس قديمي در نهاوند
اولين اتوبوس مدرن نهاوند در سال 1349
آخرين برگه هاي صنايع دستي نهاوند
لوازم آرایش قدیمی نهاوند
آ
تجلیل از سعیدقوامی
دبستان دخترانه آزرم نهاوند
آخرین خورشیدگرفتگی قرن 20 درنهاوند
بیمارستان شیروخورشید نهاوند
عيد نوروز در نهاوند
بام نهاوند
سیل نهاوند در سال 1351
هیئت گلشن نهاوند در سال 1349

سه تار سازی نهاوند
ستون های معبد لائودیسه
مسابقه دوچرخ سواری نهاوند سال1333
وصیت نامه شهید عزت اله کرمعلی روی فرش
وصیت نامه شهید ماشااله سیف
رونمایی اولین تلویزیون در نهاوند
بازار سنگ میل نهاوند
بازار نهاوند

تشییع جنازه شهید حیدری
حکومت نظامی در نهاوند
قبر آقا
پاسگاه قلعه قباد نهاوند

 

عکس های هوایی نهاوند
میادین نهاونددر چندسال گذشته
بمباران نهاوند
میدان مجسمه نهاوند
هیات حسینی نهاوند
مسافربری گیتی نورد
پیشاهنگان نهاوند
دبستان مدرس(پهلوی) نهاوند
مدرسه دخترانه نهاوند
کمیسیون سربازبگیری نهاوند1317
دبستان ملی اتحاد نهاوند
اداره تلفن نهاوند
پرسنل شهربانی نهاوند
راه پیمایی نهاوند
آقای صفی پور،نماینده نهاوند
آیت الله علیمرادیان
عکس های یادگاری قدیمی
نقشه نهاونددرسال 1315
اماکن مقدس نهاوند
جمعی از روحانیون نهاوند
اسناد گرمابه قاضی نهاوند
مسافرخانه اسلامی روستای کوهانی نهاوند
انقلاب سفیددرنهاوند
جمعی از نهاوندیها در سراب گیان نهاوند
مرحوم حاج آقاتراب وجمعی ازروحانیون نهاوند
آقای اسداله مروت نماینده نهاوند
قلعه نهاوند
آقای آذرشکیب فرماندارنهاوند
ظفر سلطان
اعدام یاغیان لرستان درنهاوند
کارمندان بانک ملی نهاوند در سالهای40، 51و54
کبریت نهاوند
عكس های قديمي از آرايشگاه روشن
آقاي صحت نياكي اولين مدير دبيرستان ابن سينا
مسگري درنهاوند
عكاسي بابك
بازار سرداب نهاوند در سال 1351
مراسم عروسي درنهاوند سال1326

سينما فرهنگ نهاوند

 
 
 

 

 
 
 

 1386- 1395 www.laodice.ir
طراحی وب سایت توسط مجتبی طاهری
 
Chrome يا Firefox بهترين حالت نمايش سايت با